من و پاییز

پاییز امسال هم کم کم اما نه ... که داره به آخر می رسه پاییز امسال دوست دارم پاییز تنها صدا کنم پاییزی که برام پربود از لحظه های تنهایی من با پاییز.وقتهایی که خش خش برگها وصدای زوزه ی باد لای شاخه های درختها زیباترین موسیقی برام به ارمغان می آورد وهمراه با اون نم نم بارون وریختن برگ های خشک وزرد درختا .مثل این بود که پاییز هم غم سنگینی روی دلش داره غمی که ....

وصدای صاف باز و بسته شدن پنجره تنهایی

و صدای پاک پوست انداختن مبهم عشق، متراکم شدن ذوق، پریدن در بال

وترک خوردن خودداری روح

من صدای قدم خواهش را می شنوم

وصدای پای قانونی خون رادر رگ ضربان سحر چاه کبوترها

تپش قلب شب آینه

وصدای کفش ایمان رادرکوچه شوق

وصدای باران را روی پلک تر عشق روی موسیقی نمناک بلوغ ....

پرو خالی شدن کاسه غربت از باد

پاییز عزیز این روزا مدام تو خاطرات گذشته قدم میزنم به پاییزهایی که اومدند و رفتند فکر میکنم گاهی آرزو میکنم ای کاش پاییز سال ...هیچ وقت دفترش باز نمیشد یا این که ای کاش پاییز سال ... میشد دوباره تکرار کرد که این حال منم برمیگرده به روزای ابری و بارونی تو .ذهن آدمی باشنیدن  بعضی کلمات ناخودآگاه به فکر چیزای بی ربط می افته شاید هم به نحوی با ربط مثل پاییز که با شنیدنش به یاد گابریل مارسیا مارکز ،اهنگ تقدیرشادمهر،ایستگاه اتوبوس ،بستنی،مرجان،عروس فرنگی ،سینما ایران،همسفر،حافظ ،امام رضا (ع)... و تومی افتم. یادم رفت و آهنگ رفته الهه .

این شعرتو پست آخرم تو فصل پاییز پارسال نوشتم وبه این خاطرکه خیلی دوسش داشتم دوباره اینجا مینویسم :

پاییز
ای بهار برگ ریز
پاییز
ای صدای قلب من
پاییز

سلام ...
چقدر به تو وابسته ام
در اولین شب زمستان
دلم برای تو تنگ می شود
و گونه هایم
خیابان نمناک
یک شب پاییزیست ..

به یاد دارم وقتهایی را که
در خیابان های این شهر پاییزی
در زیر بغض ابرهایت قدم بر میداشتم
و خاطرات شیرین درد را با تو تکرار می کردم
و سحرگاهان
رفتگر
خاطرات را جارو می کرد و به جوی می سپارد ...

پاییز
بهانه شب های دلتنگی
پاییز
پر احساس ترین معشوقه
پاییز
آغوش دلهای عاشق

خدانگهدار ...

 

/ 0 نظر / 9 بازدید