باران

 

قراربود بمونی کنار غرورم

کنار دلم این غریب صبورم

قراربود بیایی تویه بی کسی هام

یه کاری کنی واسه دلواپسی هام

چقدربغض کردم کنارم نبودی

هزاربار دلم خواست ببارم نبودی

نبودی ببینی چقدرسوت و کورم

چقدر بی قرارم چقدربی عبورم

خودت نیستی اما غمت روبرومه

می خندم به بغضی که تویه گلومه

دیگه هیچ امیدی به برگشتنت نیست

اینو من نمیگم خم جاده میگه

داری پیر میشی داری پیر میشی

شقیقه ات سفیده چقدر آینه حرفشوساده میگه

پ.ن: این روزایی که تو راهند دوست ندارم همیشه تقویم به این روزا که میرسه تند تند ورق میخوره وسال به آخرمیرسونه ازاین همه شتاب مسخره بیزارم ازاین خیابونای شلوغ و ترافیک ...همیشه با خودم میگم در حق اسفند ناحقی شده چون همه اونو واسه رسیدن به بهار می خواهند و کسی که از اون و خودش یاد نمی کنه همه میگن اسفند زیباست چون قراره بعد از اون بهار باشه .

.....اسفند   

 

/ 0 نظر / 15 بازدید